صفحه اصلي

دانلود نرم افزار

مقالات

 

امکانات

داستان

شعر

سخن بزرگان

آلبوم تصاوير

ورزش

سرگرمي

دين و انديشه

معرفي کتاب

اجتماعي

بهداشت و تغذيه

فرهنگي و هنري

عمومي
ساعت

آرشيو خبري

کادر اداري

کنکور و دانشگاه

معرفي رشته ها

مناسبتها

 

اخبار
پيوندها

در روايات ما آمده است كه در شب ولادت آن حضرت‏ حوادث مهم و اتفاقات زيادى در اطراف جهان بوقوع پيوست كه ‏پيش از آن سابقه نداشت و يا اتفاق نيفتاده بود كه از جمله‏ «ارهاصات‏» بوده بدان گونه كه در داستان اصحاب فيل ذكر شد ، و در قصيده معروف برده نيز آمده كه چند بيت آن چنين است:
يوم تفرس منه الفرس انهم قد انذروا بحلول البؤس و الفئم و بات ايوان كسرى و هو منصدع كشمل اصحاب كسرى غير ملتئم النار خامدة الانفاس من اسف عليه و النهر ساهى العين من سدم و ساء ساوه ان غاضت‏بحيرتها و رد واردها بالغيظ حين ظم كان بالنار ما بالماء من بلل حزنا و بالماء ما بالنار من ضرم
و شايد جامع ترين حديث در اين باره حديثى است كه مرحوم صدوق ‏«ره‏» در كتاب امالى به سند خود از امام صادق عليه السلام ‏روايت كرده و ترجمه ‏اش چنين است كه آن حضرت فرمود:
ابليس به آسمانها بالا مى ‏رفت و چون حضرت عيسى‏ «ع‏» به دنيا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى ‏رفت ، و هنگامي كه رسولخدا «ص‏» به دنيا آمد از همه آسمانهاى هفتگانه‏ ممنوع شد ، و شياطين بوسيله پرتاب شدن ستارگان ممنوع‏ گرديدند ، و قريش كه چنان ديدند گفتند: قيامتى كه اهل كتاب مى‏ گفتند بر پا شده!
عمرو بن اميه كه از همه مردم آن زمان به علم كهانت وستاره شناسى داناتر بود بدان ها گفت:بنگريد اگر آن ستارگانى ‏است كه مردم بوسيله آنها راهنمائى مى ‏شوند و تابستان و زمستان‏ از روى آن معلوم گردد پس بدانيد كه قيامت ‏بر پا شده و مقدمه ‏نابودى هر چيز است و اگر غير از آنها است امر تازه ‏اى اتفاق ‏افتاده.
و همه بتها در صبح آن شب به رو در افتاد و هيچ بتى درآن روز بر سر پا نبود ، و ايوان كسرى در آن شب شكست‏ خورد وچهارده كنگره آن فرو ريخت. و درياچه ساوه خشك شد. و وادى سماوه پر از آب شد.
آتشكده‏هاى فارس كه هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گرديد. و مؤبدان فارس در خواب ديدند شترانى سخت اسبان عربى ‏را يدك مى ‏كشند و از دجله عبور كرده و در بلاد آنها پراكنده ‏شدند ، و طاق كسرى از وسط شكست‏ خورد و رود دجله در آن‏ وارد شد.
و در آن شب نورى از سمت‏ حجاز بر آمد و همچنان بسمت ‏مشرق رفت تا بدانجا رسيد ، فرداى آن شب تخت هر پادشاهى ‏سرنگون گرديد و خود آنها گنگ گشتند كه در آنروز سخن‏ نمى ‏گفتند.
دانش كاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گرديد ، وهر كاهنى كه بود از تماس با همزاد شيطانى خود ممنوع گرديد وميان آنها جدائى افتاد.

آمنه گفت : به خدا فرزندم كه بر زمين قرار گرفت دستهاى ‏خود را بر زمين گذارد و سر بسوى آسمان بلند كرد و بدان ‏نگريست ، و نورى از من تابش كرد و در آن نور شنيدم گوينده ‏اى ‏مى ‏گفت : تو آقاى مردم را زادى او را محمد نام بگذار.
آنگاه او را به نزد عبد المطلب بردند و آنچه را مادرش آمنه گفته‏ بود به عبد المطلب گزارش دادند ، عبد المطلب او را در دامن ‏گذارده گفت: الحمد لله الذى اعطانى هذا الغلام الطيب الاردان قد ساد فى المهد على الغلما ؛ ستايش خدائى را كه بمن عطا فرمود اين فرزند پاك و خوشبورا كه در گهواره بر همه پسران آقا است. آنگاه او را به اركان كعبه تعويذ كرد. (1) و در باره او اشعارى‏ سرود.
و ابليس در آن شب ياران خود را فرياد زد (و آنها را به يارى ‏طلبيد) و چون اطرافش جمع شدند بدو گفتند : اى سرور چه چيز تو را به راس و وحشت افكنده؟ گفت : واى بر شما از سر شب تا به حال اوضاع آسمان و زمين را دگرگون مى ‏بينم و به طور قطع در روى زمين اتفاق تازه و بزرگى رخ داده كه از زمان ولادت عيسى‏ بن مريم تاكنون سابقه نداشته ، اينك بگرديد و به بينيد اين اتفاق ‏چيست؟
آنها پراكنده شدند و برگشتند و اظهار داشتند : ما كه چيز تازه ‏اى ‏نديديم.

1- 2 - 3 - 4

 (حربه ضعيفان شکايت است. حضرت محمد(ص

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

سازمان سنجش

آموزش و پرورش ناحيه دو

آموزش و پرورش استان

شبکه مدرسه اراک

شبکه ملي مدارس

دانشنامه رشد