صفحه اصلي

دانلود نرم افزار

مقالات

 

امکانات

داستان

شعر

سخن بزرگان

آلبوم تصاوير

ورزش

سرگرمي

دين و انديشه

معرفي کتاب

اجتماعي

بهداشت و تغذيه

فرهنگي و هنري

عمومي
ساعت

آرشيو خبري

کادر اداري

کنکور و دانشگاه

معرفي رشته ها

مناسبتها

 

اخبار
پيوندها

شرط لازم براي پيمودن راه درست

هَلَك‌َ امْرُوٌ لَم يَعْرِف‌ْ قَدْرَه
كسي كه قدر و ظرفيت و ارزش خود را نداند، به هلاكت مي‌افتد.

انسان، موجودي است كه سير كمالي و راه سعادت خود را بايد با استفاده از عقل و اراده خويش بيابد و با عزم و آگاهي خود آن را بپيمايد، دين حق‌ رابشناسد و به راهنمايي اولياي الهي بدان گام نهد و به سوي نقطه مطلوب حركت كند. حركت انسان به سوي كمال‌، راهي جز اين ندارد كه انسان، خودش بخواهد كه «راه» را بشناسد و در آن گام بردارد. و البته هدايت الهي هم در اين صورت او را ياري خواهد كرد كه بدون آن، هيچ كس به جايي نخواهد رسيد. هدايت انبيا الهي براي كساني راهگشا خواهد بود، كه با پذيرش آن و تن دادن به احكام و مقررات دين حق‌، خود را در مسير نسيم هدايت الهي قرار دهند، و به همين جهت است كه «دين»، اكراه پذير و تحميلي نمي‌تواند باشد، گرچه راه نجات و كمال، منحصر به همين راه است.
موجودي كه بايد با آگاهي، اراده، تلاش خويش، راه سعادت ابدي را طي كند، بدون اينكه خود را بشناسد، ظرفيت و توانايي‌هاي خود را بداند، ارزش و جايگاه خويش را درك‌ كرده، كاستي‌ها و محدوديت‌هاي خود را دريافته باشد، هرگز نمي‌تواند آنگونه كه شايسته است در اين مسير توفيق‌ يابد. انسان، رونده راه كمال است، و هر رونده‌اي اگر ازشرايط، موقعيت، توان و محدوديت‌هاي خود آگاه نباشد، نمي‌تواند راه را به خوبي طي كند. به همان اندازه كه هدف‌شناسي مهم است و بدون معرفت عميق ‌و درست در مورد «مقصود» و «مطلوب» نمي‌توان حركت موفقي داشت، خودشناسي هم داراي اهميت است و بدون آن، سمت و سوي حركت و شيوه و كيفيت آن را نمي‌توان تنظيم كرد.

معرفت، شرط لازم براي پيمودن راه درستي است كه انسان را به سعادت ابدي مي‌رساند و از هلاكت و نابودي نجات مي‌دهد.

انسان به دو گونه معرفت و شناخت در مورد خود نياز دارد:
يكي «معرفت نفس»، كه مقدمه معرفت خداوند متعال و شناخت مبدا و مقصود است.
و ديگري «معرفت قدر» خود كه شرط ضروري توفيق‌ در حركت است.
معرفت نفس، شناختي است درباره نوع انسان و جايگاه والاي او در نظام هستي. مفيدترين و ضروري‌ترين شناخت‌ها، معرفت نفس است. كسي که انسان؛ هدف‌ نهايي آفرينش او، ارزش و كرامت انسان و برجستگي خاص او در ميان مخلوقات را نشناسد، خود را موجودي محدود و محصور در طبيعت خواهد پنداشت و هدف‌ زندگي را در حدّ لذات مادي و حيواني و تامين رفاه و آباداني، تنزّل خواهد داد و از سير و سلوك‌ انساني و الهي، بازخواهد ماند. كساني كه خود را به دنيا مي‌فروشند و بهره‌هاي مادي را هدف خود قرار مي‌دهند، از معرفت نفس محروم بوده، انسان را همچون ساير موجودات پنداشته‌اند. اينها از شناخت خدا هم محروم مي‌مانند و در نتيجه، تلاش و كوششي براي رسيدن به كمال نخواهند داشت.
و اما معرفت قدرِ خود، شناختي است كه هر كس درباره خويش بايد داشته باشد. انسان‌ها اگرچه همه، افرادِ يك‌ نوع‌اند و ويژگي‌هاي مشترك‌ فراواني دارند، ولي هر شخصي و هر كسي، تفاوت‌هاي زيادي هم با ديگران دارد كه مشخّصات شخصي وي را تشكيل مي‌دهد. استعدادهاي علمي و هنري، توانمندي‌هاي اجرايي، امكانات فردي و خانوادگي، موقعيت و شرايط اجتماعي و صنفي، كاستي‌ها و خلاهاي اخلاقي و تربيتي، گرايش‌ها و ذوق‌ و سليقه‌ها، و... اموري است كه در ميان انسان‌ها، متفاوت است، و همين تفاوت‌ها موجب تفاوت در مسئوليت‌ها و وظايف‌ و انتظارات است. گرچه در عناوين كلي تكاليف‌، همه انسان‌ها مشترك‌اند، زيرا همه «انسان» اند، ولي در مصداق‌ و مورد و كم و كيف‌، تفاوت‌هايي به وجود مي‌آيد كه ناشي از اختلاف‌ و تفاوت ظرفيت‌ها و توانايي‌هاست: فراگيري علم و دانش براي همه واجب است، اما استعداد همه انسان‌ها در رشته‌ها و زمينه‌هاي مختلف‌، يكسان نيست. كمك‌ به ديگران براي همه واجب است، اما توان افراد يكسان نيست. خدمت به خلق‌ براي همه واجب است، ولي عرصه‌هاي خدمت به خلق‌، متفاوت است... و بنابر همين تفاوت در امكانات و ظرفيت‌ها، حدّ وظيفه و تكليف‌، متفاوت مي‌شود و هر كسي در حد توان خود، مكلّف‌ مي‌باشد. معرفت قدرِ خود، يعني شناخت همه توانايي‌ها و محدوديت‌هاي خويش، براي تشخيص تكاليف‌ و اهتمام به انجام آن. كسي تا «قدر» خويش را نشناسد، نمي‌تواند مسئوليت‌ها و تكاليف‌ خود را در حدّ استطاعت و توانايي انجام دهد و در نتيجه يا دچار كم كاري و تنبلي و سستي مي‌شود و بخشي از ظرفيت خود را معطل و بدون استفاده مي‌گذارد، و يا دچار افراط و كار بيش از حدّ ظرفيت مي‌شود كه نتيجه آن، خستگي زودرس، وازدگي و اتلاف‌ِ سرمايه‌هاي وجودي است. به همين دليل، كسي كه قدر خود را نشناسد، دچار هلاكت و نابودي مي‌شود. هلاكت معنوي، همين است كه با نشناختن اندازه خود از حدّ خود تجاوز كند و نتواند از شرايط و توانايي‌هاي خود، به نحو احسن و با بهترين شيوه، براي سعادت خويش بهره برداري كند.
معرفت نفس خود و معرفت قدر خويش، دو گونه شناخت در مورد «خود» است كه يكي درباره نوع انسان و ديگري در مورد ويژگي‌ها و خصوصيات شخصي است، و هر دو گونه معرفت، شرط لازم براي پيمودن راه درستي است كه انسان را به سعادت ابدي مي‌رساند و از هلاكت و نابودي نجات مي‌دهد.

منبع:
ذوعلم، علي، کتاب چهل گام، با اندکي تصرف

 (بلند پايه ترين مردم در خرد و انديشه کسي است که خود را از مشورت بي نياز ندارد. حضرت علي (ع

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

سازمان سنجش

آموزش و پرورش ناحيه دو

آموزش و پرورش استان

شبکه مدرسه اراک

شبکه ملي مدارس

دانشنامه رشد