صفحه اصلي

دانلود نرم افزار

مقالات

 

امکانات

داستان

شعر

سخن بزرگان

آلبوم تصاوير

ورزش

سرگرمي

دين و انديشه

معرفي کتاب

اجتماعي

بهداشت و تغذيه

فرهنگي و هنري

عمومي
ساعت

آرشيو خبري

کادر اداري

کنکور و دانشگاه

معرفي رشته ها

مناسبتها

 

اخبار
پيوندها

همه مردم در تمام طول روز صحبت مي کنند. اما آيا آنها همگي مي دانند چگونه صحبت مي کنند و يا چطور بايد صحبت کنند؟
آيا هيچ پيش آمده بر اثر نوع صحبت طرف مقابل، منظور و سخن او را به گونه اي ديگر برداشت کنيد و پس از مدت ها، متوجه شويد که اشتباه کرده ايد؟
آيا ربطي بين سخن گفتن و موفقيت و محبوبيت، مي بينيد؟
يک کارمند بخش تبليغات:
صحبت کردن ارتباط مستقيمي با کار دارد. اينکه چه بگويم، چطور بگويم و يا به قول معروف از چه دري وارد شوم تا بتوانيم براي موقعيت کاري ام، به نتيجه اي دلخواه برسم.
نوع صحبت، در کاري که دارم بسيار مهم است. اينکه چگونه موارد لازم و ظريف را رعايت کنم يا لحن در هنگام گفتن يا خواندن مطلب، با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باشد و خيلي نکات ديگري که متاسفانه خيلي افراد از آنها کاملاً بي خبر و بي اطلاعند و فکر مي کنند که خوب، گويندگي خيلي آسان است. به همين علت هم است که گفتار خيلي ها در حال حاضر به دل ديگران نمي نشيند.
يک کارمند آژانس مسکن:
صحبت کردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال اين شخصيت ممکن است بنا به مقتضاي پيش آمده، متفاوت باشد. مثلاً خود من، از زماني که در آژانس مسکن مشغول به کار شدم، فهميدم بايد نوع صحبت کردنم را کمي تغيير بدهم. چرا؟ براي آنکه بتوانم در دل مشتري رخنه کرده و با جذابيت کلمه و نفوذ کلام، به او نشان دهم که آژانس درستي را براي يافتن ملک مورد نظر، انتخاب کرده است!!
يک فروشنده:
به نظر من حرف اول را در فروشندگي، زبان شيرين و به قول بعضي ها، چرب و نرم مي زند. آقا و خانم هم ندارد. شما بايد طوري با مشتري صحبت کنيد که او دست خالي از مغازه بيرون نرود. پس مي بينيد که صحبت کردن چقدر مهم است، حتي بارها در روزنامه ها خوانده ايم فلاني آن قدر زبان شيرين و چرب و نرمي داشت و آنقدر زيبا و در ظاهر منطقي صحبت مي کرد که تمام اطرافيانش را شيفته خود مي کرد و در نهايت آنها را فريب مي داد تا به چيزهايي که مي خواهد برسد! البته اين گونه افراد که از هنر صحبت کردن در موارد منفي و رياکارانه بهره مي برند، افراد خوبي نيستند، چون به نظر من، هنر صحبت کردن هم از آن چيزهايي است که بايد مقدس شمرده . ساعت هاي مديدي را صرف صحبت کردن، داستان سرايي، جر و بحث، تدريس و گاهي هم با خود حرف زدن مي کنيم! در عين حال ساخت و اداي جمله، لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بيان و چگونگي سخن گفتن را نيز مي توان از موارد مستقيم و مربوط به صحبت کردن دانست. چرا که تمامي موارد ياد شده در جذب مخاطب يا مخاطبان ما نقش مهمي داشته و مي تواند قدرت ما را به عنوان معياري کاملاً واضح براي آنکه متوجه شويم ، مخاطب ما تمايل به ادامه صحبت دارد يا خير را مشخص نمايد.
بايد گفت شناخت، ايجاد راه مناسب به اضافه انتخاب کلمات و جمله ها و همين طور نکاتي که در سطور قبل قيد گرديد، همگي منتسب به علمي مي شود به نام علم زبان شناسي. علم زبان شناسي نظمي است که براي درک طرز کار زبان، مورد استفاده قرار مي گيرد. ربط بين افراد از طريق صحبت دو طرفه ، ايجاد حفظ و يا از هم گسيخته مي شود و بدين ترتيب موجب مي گردد تا راه مطمئني براي درک چگونگي ايجاد، ماندگاري و يا گسسته شدن اين ربط، فراهم آيد. البته شاخه هايي از علم زبان شناسي بيشتر با تاريخ يا دستور زبان و يا آرايه هاي نمادي زبان مربوط مي شوند. اما شاخه هايي در علم زبان شناسي به جامعه شناسي زبان، تحليل، سخنراني و زبان شناسي انسان شناسانه اختصاص يافته که بيشتر به اين توجه دارد که مردم چگونه از زبان، در زندگي روزانه استفاده مي کنند و چگونه مردمي با فرهنگهاي متفاوت از زبان، آن هم به شيوه هاي گوناگون، بهره مي گيرند.
به هر حال بايد اذعان داشت، علم زبان شناسي است که مي تواند به بشر بياموزد چگونه مي توان زندگي را در اختيار گرفت و روابط با ديگران را چه در محل کار، يا ميهماني ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بين خانواده، بهبود بخشيد.
فکر کنيد در يک ميهماني نشسته ايد، ناگهان احساس تنهايي مي کنيد، از خود مي پرسيد، "مردم اين همه حرف مهم را از کجا مي آورند که اين چنين ممتد با يکديگر صحبت مي کنند؟" پاسخ اين است که حرف مهمي در کار نيست بلکه مردم سعي مي کنند موضوع مهمي براي صحبت پيدا کنند و بعد، درباره آن به گفت و گو بپردازند. گفت و گويي که در واقع به واسطه آن نشان داده مي شود، افراد با يکديگر مرتبط اند. به عبارتي صحبت ميان افراد، از رابطه آنان سخن مي گويد.

اجزاي قابل توجه
اطلاعاتي که به وسيله معاني کلمات منتقل مي شوند پيام و آنچه در باره روابط مخابره مي شوند، تلقي در قبال يکديگر و موقعيت و حرفي که مي زنيم، فراپيام را تشکيل مي دهند.
اين همان فراپيام است که نسبت به آن واکنش شديد نشان مي دهيم. به عنوان مثال اگر کسي در حالي که آرواره هايش را به هم فشرده و در حالي که کلمات را با غضب و فشار از دهانش خارج مي کند به شما بگويد "من خشمگين نيستم" اين پيام را از او نمي پذيريد و به جاي آن فراپيام را از او قبول مي کنيد و نتيجه مي گيريد که او خشمگين است. گفتن عباراتي نظير "تو اين را نگفتي اما طرز بيانت اين معنا را داشت" يا "چرا اين طور گفتي؟" يا "مسلم است اشکالي وجود دارد، لحن کلامت اين را به خوبي نشان مي دهد" واکنشهايي نسبت به فراپيامهاي سخن هستند.
در حاليکه کلمات اطلاعاتي را منتقل مي سازند، طرز سخن ما، بلندي صدا، سرعت حرف زدن، طرز اداي کلمات با تاکيدها، ذهنيت ما را مشخص مي نمايند. سر به سر گذاشتن، توضيح دادن، تهمت زدن، اينکه احساسي دوستانه داريم يا خشمگين هستيم، آيا مي خواهيم صميمي تر شويم يا بيشتر فاصله بگيريم و غيره. به عبارت ديگر طرز گفتار ما معاني اجتماعي را مخابره مي کند.
گرچه ما پيوسته در سخن خود نسبت به معناي اجتماعي واکنش نشان مي دهيم اما حرف زدن در باره آن برايمان دشوار است. زيرا در فرهنگ تعاريف کلمات آن را نمي يابيم. انديشيدن، ديدن و يا حرف زدن در باره نيروها و فرآيندهايي که براي آن نامي نداريم، حتي اگر اثرشان را احساس کنيم دشوار است. علم زبان شناسي واژه هايي در اختيارمان مي گذارد که فرايندهاي ارتباط را توصيف مي کند و در نتيجه امکان ديدن، حرف زدن يا انديشيدن در باره آنها را ميسر نمي سازد.

منبع : شرق

 

 .رفتار يک انسان ، آيينه اي است که او چهره خود را در آن نشان مي دهد

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

سازمان سنجش

آموزش و پرورش ناحيه دو

آموزش و پرورش استان

شبکه مدرسه اراک

شبکه ملي مدارس

دانشنامه رشد