درحيطةتمدن وفرهنگ كهن بشري از اعصار پيش ازتاريخ تاامروز،هيچ كتاب مقدسي در حوزةهيچ يك از اديان نداريم كه صدق وصحت وواقعيت و اعتبار تاريخي آن به روشني و مقبوليت قرآن كريم باشد.جز قرآن كريم ،هيچ متن مقدسي نداريم كه به عين الفاظ بدون يك واو كم يا زياد،وحياني باشد،و پس از نزول تا تدوينش ،بلايي از بلاياي تغيير و تحريف چه آگاهانه و چه عمدي و چه ناآگاهانه و سهوي ،در آن رخ نداده باشد

تاريخ نزول جمع وتدوين قرآن حتي ازتاريخ غزوات و مغازي رسول الله(ص)و سيرةنبوي روشن تر و قابل اطمينان تر و اطمينان بخش تر است .و براي آنكه معلوم شود اين حكم وادعا،بي سند و بدون تحقيق نيست ،همين جمله را مي افزاييم كه سيره و تاريخ صدر اسلام كه هر دو بر حديث نبوي استوار است

ازصدورش ازحضرت رسول (ص)تاجمع و تدوينش ،بيش ازيك قرن ونيم تادوقرن فاصله درميان افتاده است،ولي قرآن كريم به عين همين تدويني كه امروز داردبه همان سيرت و سان قديمش حفظ شده است

هيچ سندي در اسلام به اندازة سند اصالت و عصمت وصحت صدور و درستي جمع و تدوين قرآن كريم اعتبار و اتقان ندارد.و براي هر مسلماني كه ولو اجمالاًاز تاريخ جمع و تدوين قرآن كريم خبر داشته باشد،سعادت و افتخاري از اين بالاتر وجود ندارد كه پيرو استوارترين وشبهه ناپذيرترين متن مقدس در سراسر تمدن و تاريخ اديان است . دين و اخلاق در اساس مشترك است .زيرا غايت هر دو نيل بشر به سعادت ورستگاري است . لذا يكي از منابع اصلي شرح و بسط اصول واحكام اخلاقي و دعوت به اخلاق حميده و نهي از اخلاق رذيله در كتب اسماني است

قرآن كريم جز آنكه وحياني و آسماني است، از نظر صوري وساختاري وزباني هم شاهكار زباني ـ ادبي شمرده ميشودو اين مسئله جدا از مسئلةاعتقادي نيست.

فصل اول

جمع آوري قرآن در زمان عثمان
| جمع و تدوين قرآن
| آغاز وحي و حفظ و كتابت آن
| وحي ،نزول وجمع وتد وين قرآن

فصل دوم

 

مهمترين متون قرآني
| ده فرهنگ قرآني
| ده ترجمه از قرآن
| ده تفسير از قرآن
| برجسته ترين آثار قرآن پژوهي

فصل سوم

دانستني هاي قرآن

وحي نزول وجمع و تدوين قرآن

در تاريخ اديان توحيدي ،به ويژه ابراهيمي(يهوديت،مسحيت واسلام)پس از نام مقدس خداوند، هيچ كلمه اي به اهميت كلمةژرف و شگرف وحي نيست

خداوند با غنا و استغناي كامل ذات و ذاتي اش كه از كل آفرينش ،تا چه رسد به ايمان و كفر زيدو عمرو سودي نمي برد، چه بساامكان داشت در غيب عما و پرده غيب الغيوب باقي بماند. در آن صورت كار انسان زار و عرصه بر او تنگ بود . كلام عقلي و خرد پسند شيعه،در اين جا اين راز را به بهترين وجهي روشن مي كند .يعني پاسخ اين سؤال دشوار و مرموز را مي دهد كه خداوند پرده نشين غيب ،چرااز غيب باشهود تماس گرفت و بابشر سخن گفت؟

پاسخش درقاعدةلطف ووجوب اصلح بر خداوند است واينكه فعل حكيم حكيمانه است وازحكمت خالي نيست .وحي هرمعناي لغوي نظير اشارة پوشيده، الهام ،در فطرت نهادن،تسخير كردن داشته باشد،معناي اصلي و اساسي اش يعني تماس گرفتن خداوند باانسان وپيام فرستادن او به انسان هاي برگزيده كه اغلب آنها پيامبر نام دارد. تاريخ نشان ميدهد كه اكثريت قريب به اتفاق انسانها ،پيام وحي را پذيرفته اند و اين واقعيت را مي دانند كه خداوند پيام خود را به پيام رساناني كه پيامبر نام دارندسپرده است و به انسان ياري رسانده است كه اندكي از راز درون پرده يا پشت پردةجهان محسوسات ،باخبر شود البته هر جا كه ايمان هست ،شك وانكار هم هست . پيامبران عموماً از قوم خود رنج و دير باوري و آزار واذيت ديده اند. از نوح نبي (ع)گرفته تا خاتم پيامبران (ص).چقدر شگفت انگيز است كه انبياء بزرگترين خدمت را به بشريت مي كردند،و براي آنان پيام خداوند را مي آورند،و انتظار هيچ پاداش و دستمزد و جايزه اي هم نداشتند. اما بعضي از مردم بي فرهنگ گويي خود را يا انسان را قابل و لايق اين نمي دانستند كه خداوند بر ايشان پيغام شفاهي وكتبي بدهد و براي زندگي دنيا و اخرت آنان طرح و برنامه بدهد

مشكلي كه در كاروبار انسان دين ورز امروز وجود دارد ،در اعتقاد او نيست كه غالباً راست و درست است.بلكه در چگونگي اعتقاد او ودر خواب رفتگي ايمان اوست .كسي كه منكر اصالت وحي است ،نه فقط منكر وحي است ،بلكه منكر صدق انبياءو حتي امكان صدق نبوت هم هست .از آن بالاتر نه فقط منكر گيرندةوحي،بلكه منكر فرستندةوحي هم هست.به شهادت تجربه وتاريخ بشر،انكار اديان وايمان و ارسال رسل وانزال كتب،هرگز عقلاني تر وعقل پسند تر از اثبات و قبول آنها نيست

اگرچنين بود اين همه عاقلان كه درجهان هستند (بيش ازدو سوم كل بشريت)،منكرآن مي شدند.حال آنكه براي معماي وجود جهان و انسان،تاكنون پاسخي بهتر از پاسخ انبياءواديان داده نشده است .واكثر قريب به اتفاق انسانها معناي زندگي را در قبول وجود مبداء و معادودعوت ودعوي انبياءيافته اند.

آغاز وحي و حفظ وكتابت آن

حضرت رسول (ص)پيش از آنكه به پيامبري مبعوث شود ،از دين پاك ياآيين حنيف كه بازمانده سنت وآيين توحيدي ابراهيمي بوده است پيروي مي كرده است و هرگز گرايش به اعتقادات جاهلي يعني عصر جاهليت نداشته است .حضرت عادت به تامل ومراقبه و روزه گرفتن وگوشه گيريهاي چند روزه در هر ماه داشته است كه به آن تحنّث(گوشه گيري توام بامراقبه ونيايش)مي گويند.در يكي از روزهايي كهدر غار حراءدر نزديكي به ذكر و فكر و تامل و مراقبه مشغول بود ،ناگهان جبرئيل در هيئتي عظيم و شكوهمند بر او ظاهر مي گردد و كتابي پيچيده در حرير به حضرت (ص)عرضه مي دارد و مي گويد بخوان . حضرت هراسان مي شود و مگويد من نمي توانم خواند .باز جبرئيل ميگويد اِقْرا(بخوان )باز حضرت مي فرمايد ماَاناَبَقاري(من خوانا يعني قادر به خواندن نيستم ).تا جبرئيل حضرت را در آغوش ميگيرد وفشار سخت مي دهد و براي بار سوم ميگويد بخوان ،كه اين بار حضرت تسليم مي شودو ميگويد چه بخوانم ؟ميگويد:بسم الله الرحمن الرحيم.«اقرا باسم ربَك الذي خَلق.خلق اْْلانسان‘من علق.اقرا و ربكُ الاكرم .الذي علَّم بِالقلم.علَّم الانسان‘مالم يعلم.»(بخوان به نام پروردگارت كه آفريده است.كه انسان رااز‹نطفه وسپس› خون بسته آفريده است .بخوان و پروردگار تو بس گرامي است . همانا كه با قلم ‹وكتابت انسان را ›آموزش داده ،به انسان چيزي را كه نمي دانست آموخت.) حضرت تكان خورده و واقعه رسيده وحيرت وهئبت زده از اين رويداد ،هنوز نمي دانسته است كه اين آغاز وحي و برانگيختگي او از جانب خداوند به پيامبري است . و خداوند به او وحي فرستاده است وبا واسطة جبرئيل كه فرشتةامين وحي است ،با او سخن گفته است و بدين سان فرو فرستادن كتاب آسماني (قرآن كريم )آغاز گرديده است

سپس فترت يعني فراق وفاصله اي در نزول وحي پيش آمد كه مدت آن راازسه سال گفته اند.دومين فقرةوحي كه فرود آمد، ياايها المدثر(سورةمدثر)بود.بهترين و كاملترين و شايد قديمترين توصيف از چگونگي آغاز شدن وحي در سيرةابن هشام آمده است.

پس از انجام گرفتن هر وعده يا نوبت از وحي، حضرت رسول (ص)الفاظ قرآن راكه به نحوي بي اختيارو ارادةاو به روشني در خاطرش نقش بسته بود ،به ياد ميآورد،و به بعضي از يارانش كه به كاتبان وحي معروف بودند ،املاءمي كرد .عدةكاتبان وحي راكه رفته رفته افزايش يافتتا چهل نفر هم گفته اند ،گه اين عده در ميان آنها بوده اند :خلفاي چهار گانه ،ابي بن كعب،زيد بن ثابت،طلحه ،زبير،سعدبن ابي وقاص.و اين نويسندگان،آنچه حضرت املاء فرمود، بدون كم و كاست با نوشت افزارهاي بسيار ابتدايي مي نوشتند (برروي سنگ نازك وصاف ،استخوان شانةگوسفند،پوست ساقةدرختان ازجمله درخت خرما وپارچه و پوست (ونظاير آنها

سپس با نظارت مستقيم حضرت(ص)بر مردم مي خواندند، و حافظان حفظ مي كردند.نزول قرآن مجيد عبارت است از فرود آمدن وحي به تفاريق (تكه تكه و جزء به جزء وآهسته آهسته با فاصلةزماني ازمصدر وحي (خداوند )به مهبط وحي(قلب حضرت رسول ـ ص ـ ) درطي مدت 23 سال از ليلةالقدرشبي از شبهاي فرد دهةآخر رمضان سال اول بعثت تا اندكي پيش از وفات آن (حضرت (ص

در قران مجيد ،نزول وحي چون به خداوند نسبت داده شود ،انزال وتنزيل ناميده مي شود .قرآن كريم دو نزول دارد يك نزول كامل و دفعي و يك باره كه انا انزلناه في ليلة القدر اشاره به آن دارد .يك نزول هم نزول تاريخي وتدريجي است كه به مدت 23 سال انجام گرفته است

جمع و تدوين قرآن

مراداز جمع و تدوين قرآن اين است كه چگونه وحي تدريجي و قطعه قطعه كه در طي مدت 23 سال در هئيت فقراتي متشكل از 3تا5 آيه نازل مي شد ،نهايتاً با صورتمصحف يا كتابي (مانند كتاب امروزي)در آمد .سر گذشت وحي و نزول قرآن و جمع و تدوين قرآن را تاريخ قرآن اصطلاح كرده اند .تاريخ قران از نظر نام گذاري جديدولي از نظر مفهوم ومصداق قديمي است و نخستين و مهمترين منبعي كه جزئيات مربوط به جمع وتدوين و كتاب شدن قرآن را در بر دارد،احاديث نبوي است و شايد مهم تر از همه آن احاديثي باشد كه در صحيحين مسلم وبخاري ،و مستدرك يا تكملة آن در مستدرك حاكم نيشابوري آمده است

حاكم نيشابوري در مستدرك گفته است جمع وتدوين قرآن سه مرحله داشته است :1 ـ زمان حضرت رسول (ص) 2ـ زمان اوبكر 3ـ زمان عثمان .در سراسر عصر نزول وحي وحيات پيامبر (ص)،قرآن به صورت مكتوب، ولي غير كتابي بود ،يعني به صورت صحيفه ـ صحيفه .اماتا پايان حيات رسول الله(ص)اين مجموعه ها به صورت كتاب در نيامده بود

عللي بود كه پيامبر (ص)را از جمع نهايي وكتاب ساختن قرآن بازمي داشت و مهمترين آنها اين دو بود :1ـ باب وحي باز بود ودر هر وهله از وحي ،آياتي نازل مي شد كه حضرت (ص) به كاتبان وحي مي فرمود:اين آيه ياآيات را در فلان سوره بين فلان آيه و فلان آيه قرار دهيد ،ونه به اراده واختيار حضرت (ص)، بلكه به رهنمود وحي و اشارة جبرئيل بود كه از پيشگاه خداوند اين گونه راهنمايي ها را براي شكل يابي نهايي قرآن نازل مي كرد

2ـ ديگر آنكه پيامبر (ص) همواره در انتظار نسخ احتمالي بعضي از احكام قرآن ،يانسخ تلاوت قسمتي از آن بود .لذا تا وحي به پايان نمي رسيد ،امكان تدوين و مصحف سازي نبود. بعضي بر آنند كه مراداز جمع قرآن در عصر رسول الله(ص) همان حفظ آن دردلها بوده است .اين نكتةمهم را هم بايد در نظر داشت كه جمع در زمان رسول الله(ص) را اصطلاحاً تاليف مي گويند

در سراسر ايام نزول وحي و كتابت قرآن ،پيامبراكرم(ص)بر كتابت و نسخه بر داري كاتبان ،و حفظ حافظان و قرائت قاريان نظارت همه جانبه داشت و از هيچ گونه تعليم و تشويق فرو گذار نمي كرد

(تعداد حافظان و قاريان قرآن بسيار بود .نتيجه يك چنين همت و نهضت عظيم اين بود كه قرآن به هنگام رحلت رسول الله (ص سال11 هجري) به تمامي تاليف و گردآوري وكتابت شده بود .واز مجموع قرآن وقران مجموع ،بيش از يك نسخه موجود بود )

جمع آوري قرآن در زمان عثمان

عثمان در سال( 24.ق.)به عنوان جانشين عمر و پس از او به خلافت رسيد در زمان او با فتوحات شگرف مسلمانان و رفتن قرآن ـ قرآني كه هنوزتدوين نهايي و صورت مدون وكتابي نيافته بود ـ به سرزمين هاي تازه گشوده،اختلافات ومشكلات بسياري در قرائت وتلفظ كلمات قرآن پيش آمده بود

واين زنگ خطر تازه اي براي عثمان بود كه كار ناتمام رسول الله (ص) ودو خليفه پيش از خود را به سر انجام برساند وقرآن و جامعةاسلامي را از خطر پراكندگي برهاند .او انجمني مركب از زيدبن ثابت ،وسعيدبن عاص وعبدالله بن زبير وعبدالرحمن بن حارث تشكيل داد.اين انجمن با همكاري دوازده نفر از قريش و انصار (كه حضرت علي (ع)به كار آنان به نوعي نظارت واشراف داشت وآنان را به واضح وخوانا نوشتن تشويق مي فرمود) كار نسخه برداري نهايي را آغاز كردندنخستين كاري كه كردند اين بود كه تمام نوشته هاي زمان پيامبر(ص)را گرد آوردند. سپس نسخه كتابت زيد در زمان ابوبكر را كه نزد حفصه محفوظ مانده بود ،به امانت گرفتند .قرار براين بود كه هر وقت سه تن همكار زيد بااودر كتابت كلمه اي اختلاف يافتند به لهجة قريش كتابت كنند.به اين ترتيب كار تدوين متن نهايي ،بر مبناي صحايف باز مانده از رسول الله(ص)ونسخه هاي اختصاصي از جمله نسخةمحفوظ نزد حفصه و نسخةخود زيد،وبا تكيه به حفظ حافظان و شهادت شاهدان پيشرفت ومصحف امام يعني مصحف نمونه و رسمي و نهايي ،معروف به مصحف عثماني ،در فاصلة4،5 سال از 24 .ق تا قبل از سال 30 هجري ،سرانجام يافت و از روي آن 5 يا 6 نسخه عيناً استنساخ شد

دو نسخه در مكه و مدينه نگاه داشته شد و 3يا4 نسخةديگر هر يك همراه با يك حافظ قرآن كه نقش معلم و راهنماي درست خواني داشت ، به مراكز مهم جهان اسلام يعني بصره، كوفه،شام وبحرين ارسال شد .سپس عثمان دستور داد كه تمام كتيبه ها و نوشته ها ،استخوان ها ،پوست ها ،سنگ هاي نازك سپيد ،چرم ها ،حرير ها ونظاير آنها كه آيات قرآني بر آنها نوشته شده بود ،و صحابه براي تدوين متن نهايي تقديم داشته بودندباآب و سركه جوشانده و محو شود

بعضي از محققان گفته اند كه اين آثار پراكنده را سوزانده اند يا به نحو ديگري محو كردند ،تا ريشةنزاع و اختلاف به كلي از ميان برودو به اصطلاح توحيدنص (يگانه سازي مصحف/ مصحف امام/ مصحف عثماني)حاصل گردد . اين مصحف با خط ابتدايي كوفي و فاقد نقطه بود تا چه رسد به اعراب و نشانه هاي حركت حروف .و در طي يك دو قرن بعد ،مصاحفي كه از روي آنها استنساخ شد به تدريج نقطه و نشانه پيدا كرد

برجسته ترين آثار قرآن پژوهي

نگارنده برآن بود كه دويست ،سيصد اثر قرآني و قرآن پژوهي رابه كوتاهي ،هر يك در يك سطر،در اين فصل معرفي كند

ترجمه هاي قرآن به زبان فارسي از 500 عنوان فراتر است و جلد اول فهرست قرآنهاي مترجم(ترجمه شده)كه در كتابخانه آستان قدس رضوي محفوظ است ،326 اثر را نشان مي دهد ،و تازه اين ترجمه هاي موجود و محفوظ در گنجينه يك كتابخانه است.در تامل ثانوي به اين نتيجه رسيديم كه پنجاه اثر را در پنج زمينه كه چهار زمينه اش تك موضوعي وخاص،و يك زمينه اش عام است هر يك در پنج ـ شش سطر مطرح ومعرفي نماييم

اين پنج زمينه عبارتند از : 1.تفسير قرآن 2.ترجمةقرآن 3. فرهنگ قرآن4.فهارس وكتابشناسي هاي قرآني5.مهمترين متون علوم قرآني (غير از تفسير و ترجمه ).ودر هر يك هز اين پنج زمينه ،ده كتاب معرفي ميگردد.در اين كتاب شناسي بسيار گزيده ،و توصيفي ،چند اصل را رعايت كرده ايم

در هر زمينه هم كهنترين آثار معرفي شود ،وهم جديدترين آثار

به موجود بودن ،وبلكه چاپي بودن اثر توجه شود ،و اثر مخطوط(خطي)،ولو آنكه مهم باشد ،معرفي نشود

.مهم ترين مشخصه و وجه اهميت هر اثر ياد شود

.اين نيز گفتني است كه راقم اين سطور با همةاين آثار انس چندين و چند ساله دارد ،لذا معرفي اش جنبةتجربي وبي واسطه دارد.وهيچ كتاب ازاين پنجاه كتاب،صرفاً ازروي كتاب شناسي ها و فهارس منابع،يعني به طريق مع الواسطه معرفي نشده است،بلكه به طريق عيني و تجربي

.همچنين حتي المقدور به منابع مفصل تر كه معرفي و شناسايي مبسوط تري ازهر اثر در بر دارد ،ارجاع داده شده است

ده تفسير از قرآن

.تفسير رسول الله (ص)2. تفسير ابن عباس 3. تفسير طبري 4.تفسير تبيان 5. تفسير كشف الاسرار 6. تفسير كشاف 7. تفسير مجمع البيان 8..تفسيرابوالفتوح رازي 9.تفسير كبير 10.تفسير الميزان

تفسير رسول الله(ص) : مطلقاً اولين مفسر قرآن كريم ،مهبط وحي ،حضرت رسول اكرم(ص)هستند.ايشان هم شرح و بيان واژگاني از بعضي كلمات دشوار قرآني به دست داده اند ،هم تفسير عبارت وهم تاويل اشارت . خوشبختانه نمونه هاي معتنابهي از تفسير رسول الله (ص)در دل احاديث ،كه به آنان احاديث تفسيري ميگويند، و مجموعه هاي اهل سنت (مهمتر از همةصحاح سته )و حديث اهل تشيع محفوظ مانده است .دست ياب ترين و جامع ترين نمونه هاي تفسير پيامبراكرم(ص) در كتاب اتقان سيوطي است كه تفسير ها سوره به سوره نقل گرديده است.

تفسير تبيان: (التبيان في تفسير القرآن )يكي از تفاسير عمدةقرآن و يكي از سه ـ چهار تفسير مهم و قديم شيعة اماميه به شمار مي آيد .مؤلف آن ابو جعفر محمد بن حسن طوسي معروف به شيخ الطايفه (385 ـ460 ق)اهل طوس خراسان است .اوصاحب دوكتاب از چهار كتاب كهن حديث شيعه ( = كتب اربعه )است ، يعني تهذيب ، واستبصار . تبيان در 10 مجلد است ومنبع اصلي تفسير طبرسي : مجمع البيان (معرفي اش خواهد آمد ) بوده است .

تقسير كشف الاسرار: تفسير كشف الاسرار وعده الا برارعظيم ترين و قديمترين تفسير عرفاني فارسي است .هم از نظر تفسيري ، هم از نظر عرفاني ، هم از نظر نثر فارسي (متعلق به اوايل قرن ششم هجري )مقام شايان وشامخي دارد . مؤلف آنابوالفضل ميبدي بابسط وگسترش تفسير عرفاني كوتاه استادش خواجه عبدالله انصاري اين تفسير گرانسنگ ده جلدي را فراهم كرده است .

اين تفسير سه لايه دارد . يعني سه مرحله يا سه نوبت دارد .نوبت اول ترجمةساده و صريح آيات قرآني است.نوبت دوم تفسير عادي است كه در عين فارسي نويسي گاهي در حد يك ،دو صفحه (يا كمتر يا بيشتر)عربي مي نويسد . نوبت سوم تفسير عرفاني است كه زبان وبيان شاعرانه دارد .اين تفسير براي نخستين بار به كوشش شادروان علي اصغر حكمت ،از سوي انتشارات دانشگاه به طبع رسيده است.

تفسير الميزان : الميزان في تفسيرالقرآن اثر شاد روان علامه سيد محمد حسين طباطبايي ،اعليالله مقامه الشريف، در بيست جلد به عربي نوشته شده است ،در اين حكم اگر كه بگوييم الميزان علي الا طلاق مهمترين تفسير شيعه امامية است ،(چنانكه مرحوم آيت الله مطهري شاگرد عاليمقدار شادروان طباطبايي فرموده اند )،جاي تامل باشد ،كه في الواقع هست . الميزان مكرر در لبنان و تهران و قم چاپ و تجديد چاپ شده است ازآنجاكه نثر عربي مؤلف در الميزان بو و لهجةفارسي و به اصطلاح عْجمه دارد ،لذا كساني از دانشوران شيعةعرب زبان لبنان ،در انديشةآنند كه اين تفسير رابا حفظ معاني و مضامين آن ،به نثر عربي امروز باز نگاري كنند،كه اين اقدام علمي مهم و مأجوري است،و مايةرواج و روايي اين اثر عديم النظير در جهان عرب زبان اسلام ،وحوزه هاي علميه ومحافل اسلام شناسي و قرآن شناسي سراسرجهان خواهدگرديد

ده ترجمه قرآن

سابقة ترجمة فارسي قرآن(ترجمه سوره فاتحه و احتمالاً چند سورةديگر )به عهد رسول الله (ص)و همت سلمان فارسي برمي گرديم . وگفتيم كه در زبان فارسي بيش از پانصد ترجة قرآن داريم .كه به ده نمونه از آن مي پردازيم

/ ترجمةقرآن قدس / ترجمةتفسير طبري/ ترجمه وتفسير سور آبادي / ترجمه نوبت اول تفسير ميبدي / ترجمه شاه ولي الله

ترجمه قمشه اي / ترجمه آيتي / ترجمه مجتبوي / ترجمه فولادوند / ترجمة خرمشاهي

ترجمه قرآن قدس : كهن ترين ترجمه موجود و مطبوع فارسي ،قرآن قدس نام دارد كه گنجي است بازيافته از گنجينه قرآنهاي مترجم كتابخانةهزار سالةآستان قدس رضوي،كه كاشف و مصحح و تعليقه نويس و چاپگرآن ادب شناس و قرآن پژوه معاصر استاد دكتر علي رواقي است كه ترجمةقرآن موزةپارس از قرن پنجم و متا سفانه ناقص ،و بخشي از تفسير بصائر يميني و چند اثر قرآني ديگر را هم تصحيح وطبع كرده اند . قرآن قدس به برآورد خود ايشان و صاحب نظران ديگر در فاصلةبين سالهاي(250 تا 350 هجري)ترجمه شده است.زبان آن بس كهن است ، و فهم آن ،اگر مدد رساني يادداشتها و تعليقات توضيحي و لغوي مصحح نبود، به آساني ممكن نبود.

ترجمةميبدي : شيواترين و شيرين ترين و سر راست ترين ترجمه از ترجمه هاي كهن فارسي قرآن كريم است

ترجمةقمشه اي :امروزي ترين ترجمه هاي قران ،ترجمه مرحوم مهدي محيي الدين الهي قمشه اي از حكمالي قرن اخير است كه هم در اغلب علوم اسلامي صاحب نظربوده وهم در فارسي نويسي دست توانا يي داشت وشاعر بلند پايه اي هم بود . ترجمةايشان در حدود سالهاي 1320 شمسي انجام گرفتهاست ودر سالهاي اخير به تصحيح و صحةفرزند دانشمند ايشان آقاي دكتر حسين الهي قمشه اي هم رسيده است .با تاسف و تعجب تمام بايد گفت :كه ترجمةمرحوم قمشه اي با آنكه بسيار شيرين و شيوااست ،داراي اغلاط علمي متعددي است

خوشبختانه دست اندركاران تجديد طبع اين ترجمه ،به بي غرض بودن اين نقد ،به ايراد و اشكال داشتن ترجمه مرحوم قمشه اي اذعان كرده اند ،ودر حال حاضر يكي از كوشاترين و داناترين قرآن پژوهان ،آقاي حسين استاد ولي ،كمر همت به پيراستن اين ترجمه از اغلاط زباني وعلمي بسته است. ترجمة خرمشاهي : اين ترجمه در قطع رحلي و حدوداً 912 صفحه است . همچنين قرار است كه اين ترجمه از سوي «تحريك وترسيل قرآن»،در نيويورك تجديد چاپ شود . اين تجديد طبع كه براي استفاده ايرانيان مقيم آمريكا صورت مي گيرد (نيز در كانادا و اروپا پخش خواهد شد)،روايت كامپيوتري اين اثر را نيز همراه خواهد داشت .ناشران اين اثر در تهران ،انتشاراتي جامي و نيلوفر و ناهيد هستند

ده فرهنگ قرآني

واژه نامه ابن عباس / مجاز القرآن ابو عبيده / تفسيرهاي غريب القرآن / مفردات راغب / لسان التنزيل / لسان العرب /مجمع البحرين / معجم الفاظ القرآن الكريم / التحقيق في كلمات القرآن الكريم / فرهنگنامه قرآني /

واژه نامةابن عباسي : يكي از قديميترين و بلكه مطلقاً قديميترين اسناد مربوط به واژه نگاري و واژه شناسي و فرهنگ نويسي از واژه هاي قرآن كريم ،مجموعه پاسخ هاي ابن عباس است به يكي از يارانش به نام نافع بن ارزق.

مهمترين ويژگي واژه پژوهي وواژه پردازي ابن عباس اين است براي شرح وتوضيح اغلب مفردات وتركيبات قرآني ،شواهدي از ديوان العرب يعني شعر عصر جاهلي نقل ميكند

مفردات راغب : نام كامل اين اثر معجم مفردات الفاظ القرآن است ،و مؤلف آن راغب اصفهاني (متوفي 503 ق)صاحب محاضرات معروف است .مشخصة اصلي آن اثر ان است كه لغات را به هئيت خوشه اي و خانوادگي مطرح مي كند يعني نه فقط ريشه اي بلكه ريشه شناسانه.اي اثر در سالهاي اخير به فارسي هم ترجمه شده است

فرهنگ نامه قرآني : اين فرهنگ نامه يك واژه نامه عادي نيست ، بلكه « ترجمه نامه » است ، زيرا از ترتيب و تدوين برابر نهاد هاي 142ترجمة كهن وتحت اللفظي ووغالباً بين السطور قرآن كه در گنجينه كتاب خانه استان قدس رضوي محفوظ است ، فراهم آمده است .در اين فرهنگ شكل ظاهر كلمات را مبناي درج قرار داده اند ، نه ماده وريشه آن را .و در برا بر هر مدخل ابتدا ايه يا عبارت قرآني اي كه ان كلمه را در بر دارد اورده اند ،سپس برابر نهاد هاي غير مكرر وقابل توجه تر جمه هاي قرآني كهن را

اين اثر را محققان گروه فرهنگ و ادب در بنياد پژوهشهاي اسلامي وابسته به آستان قدس ، در مشهد ، زير نظر دكتر محمد جعفر يا حقي كه از برجسته ترين قرآن پژوهان امروز ايران است ،تدوين كرده اند ،واز سوي همان مؤسسه در چهار مجلد منتشر شده است

مهمترين متون قرآني

. 1برهان (زركشي) 2. اتقان (سيوطي) 3.مناهل العرفان (زرقاني) 4. مباحث في علوم قرآن (صبحي صالح) 5. التمهيد (آيت الله معرفت.) 6.تاريخ قرآن نولدكه (تئودور نولدكه ) 7.تاريخ القرآن شاهين (دكتر شاهين ) 8 .تاريخ قرآن (راميار (محمود راميار) 9.پژوهشي در تاريخ قرآن (دكتر حجتي ) 10. تاريخ جمع قرآن كريم (جلالي نائيني

برهان : البرهان في علوم القرآن(به عربي درچهارجلد )،نوشتةبدرالدين محمدبن عبدالله زر كشي (745 ـ794 ق)از فقها و علماي حديث شناس قرآن پژوه مصر است .در اهميت اين كتاب همين بس كه سيوطي اتقان را عمدتاًبراساس آن نوشته است و استفادةشاياني از آنبرده است ،و به نظر ميرسد كه اگر زركشي برهان را ننوشته بود ،يا اتقان اين درجه از اعتبار و اتقان را نداشت .اين اثر در 47 نوع يافصل است وباتصحيح محمدابوالفضل ابراهيم انتشاريافته است .

تاريخ قرآن نولدكه : كهنترين تاريخ قرآني كه در عصر جديد ،در خارج از جهان اسلام ،نوشته شده است ،تاريخ قرآن اثر تئودور نولدكه (1836 ـ1930 م)ايران شناس و اسلام شناس مشهور آلماني است .اواين كتاب را كه به آلماني نوشته بود ،در سال1860 ميلادي انتشار داد .اين اثربه عربي يا زبان ديگري ترجمه نشده است .ترجمةآن به فارسي ويا عربي خالي از اشكال نيست .زيرا نولدكه آراءجسورانه اي در اين كتاب عرضه داشته است كه مقبول مسلمانان نيست

تاريخ القرآن شاهين : تاريخ القرآن اثر دكتر عبد الصبور شاهين استاددانشگاه قاهره است .(قاهره ،دارالقلم ،1966 م). مباحث فصلهاي هفتگانةاين اثر عبارتند از :1.پژوهشي در بارة/حرف سبعه 2.نص قرآني در فاصلةبين ضبط شهافي وكتبي 3.مشكل خط در زمان پيامبر (ص)و خطي كه وحي قرآني به آن نوشته شده است . 4. مسئلةخطير «قرائت به معني »5. وضع نص قرآني بعد از وفات پيامبر (ص) 6. مصاحف منسوب به بعضي از صحابه 7. نهضت قرائت. كتابي است علمي و تحقيقي از هر نظر ارزشمند و قابل ترجمه به زبان فارسي

پژوهشي درتاريخ قرآن : پژو هشي درقرآن كريم ،تاليف دكتر محمد باقر حجتي ،مديرگروه علوم قرآني در دانشكدةالهيات دانشگاه تهران ،و مؤلف چندين اثر قرآن پژوهي ،يكي از جامع ترين تاريخ هاي قرآن در عصر حاضر است . بعضي از مباحث و عناوين فصل هاي اين اثر عبارتند از : 1. عناوين و اسامي قرآن كريم 2. وحي الهي 3.نزول قرآن كريم 4.آيه 5.سوره 6.تعداد حروف و كلمات قرآن 7. مقدمه اي بر نگارش قرآن كريم در زمان پيامبر اسلام (ص) 8 .پيامبر امي 9. نگارش قرآن 10. جمع و تدوين قرآن 11. قرائت قرآن

دانستني هاي قرآني

1قرآن كريم آخرين وحي نامه الهي در اديان توحيدي و ابراهيمي ،و كتاب مقدس اسلام است كه به عين الفاظ وحياني است و بدون هيچ كم و كاستي ،با دققيق ترين جمع و تد ويني كه در تا ريخ كتب آسماني سابقه دارد ،با استفاده از نسخه اي كه در زمان حيات پيامبر (ص) نوشته شده بوده ولي حالت كتابي و مصحف نداشته ،در عصر عثمان به هئيت كتاب (مصحف)در مي آيد و اين واقعة عظيم دوران ساز در فاصلةبين 11 هجري وفات پيامبر (ص) و 30 هجري كه هنوز 5 سال از خلافت عثماني باقي بوده است ،انجام مي گيرد

.تعداد آيات قرآن بر طبق اصح روايات 6236 فقره است .

. تعداد كلمات قرآن 77807 فقره است

مكي و مدني بودن قرآن بيش از آنكه جغرافيايي باشد تاريخي است .وحي مكي متعلق به عصر بعثت و پيش از هجرت است ،و وحي مدني متعلق به عصر هجرت و سپس بازگشت حضرت (ص)به مكه

. كلمةجلاله (الله) در قرآن كريم 2699 بار به كار رفته است

كوتاه ترين آيه قرآن از ميان حروف مقطّعه «طه »در آغاز سورةطه سورةبيستم است ،همچنين «يس» در آغاز سورةيس ،سورةسي و ششم قرآن. بلند ترين آيه ،آيةتداين(دين ـ مداينه)سوره بقره آيه 282 كه به كتابت عثمان طه بك صفحةپانزده سطري را در بر گرفته است

. بلند ترين سوره از قرآن كريم سورةبقره با 286 آيه ،و كوتاهترين سوره ،سورة كوثر است كه فقط سك سطر و نيم است .

.قرآن كريم سرشار از امثال است ،و بسياري از آن كه صورت كلمةقصار دارد و در يك آيه يا حتي در يك جمله ادا شده است الف)«وَلكن ليطمئنّّ قَلبي »(بقره 260) ولي براي آنكه دلم آرام گيرد . ب)«الْسن بالسن والجروح قٍصاص» (مائده 45) دندان در برابر دندان ونيز همه ضرب وجرحها قصاص دارد . ج)«كل يُعمل علي شاكلته »(اسراء 84) هر كس فرا خور خويش عمل مي كند . د)«هذه بضاعتنا ردت الينا »(يوسف 65 ) اين سرمايه ماست كه به ما باز گردانده شده است .

.دو آيه در قرآن هست كه تمامي حروف الفبا در آنها به كار رفته است ،اين دو آيه عبارتند از آية154 سورةآل عمران وديگر آية29 سورةفتح ميباشد

.وسط قرآن مجيد ،يعني آنجا كه درست به نصف تقسيم مي گردد در كلمة«ليتلطف»سورةكهف،19 است .

.بعضي از سوره هاي قرآن كريم دو يا چند نام دارند مانند :الرحمن ـ آلاء، عروس القرآن الا نسان ـ ابرار ،دهر محمد

ـ قتال يس ـ قلب القرآن فاطر ـ ملائكه حمد ـ الفاتحه ،ام الكتاب برائت ـ توبه النمل ـ سليمان

.نخستين سوره اي كه بر پيامبر نازل شد،سورة علق(اقرا)است ،و آخرين سوره ،سورةنصر.

.گرد آوري قرآن را در زمان رسول خدا «تاليف »،ودر زمان ابوبكر جمع ناميده اند .

. زهراوان يا زهراوين به دو سورة قران اطلاق مي گردد: بقره و آل عمران .

. ترجمةلاتين ،نخستين ترجمةلاتيني قرآن را رابرت كتوني در سال 1143 ميلادي انجام داد قرنها بعد به اجازةمارتين

لوتر اجازةچاپ پيدا كرد .

. تر جمةفرانسوي قران ، بهترين تر جمه هاي فرانسوي قرآن تر جمة كازيميرسكي ،و ترجمةبلاشر است

.تعدادي از آمار وارقام شگفت آور عبدالرزاق نوفل نقل ميشود : واژه دنيا و واژه اخرت در قرآن كريم هر كدام 115 به كار رفته اند .شياطين 68 مرتبه ،ملائكه هم به همين تعداد .حيات 71 بار ، موت هم به همين تعداد .علم ومعرفت و مشتقات آنها 811 بار ، ايمان ومشتقات آن به هم همين تعداد.ابليس 11 بار ، و استعاذه از او هم بههمين تعداد . كلمه يوم به معناي روز (به صورت مفرد )365 بار به تعداد روز هاي سال (شمسي )در قرآن به كار رفته است .وبه صورت تثنيه و جمع 30 بار ، به تعداد روزهاي ماه .كلمه ي شهربه معناي ماه ، 12مرتبه در ق رآن ديده ميشود به تعداد ماه هاي سال .ساعت / الساعه در قرآن كريم بار به كار رفته است به تعداد شبانه روز .«سجده » و مشتقات آن 34مرتبه به كار رفته است كهع برابر مجموع سجده ها ي24 ركعت نماز شبانه روزي است ، از قرار هرركعتي 2 سجده ، جمعاً 34 سجده.

.جبرئيل كه فر شته ي امين وحي است و 17 قرآ ن را از پيشگاه خداوند و لوح محفوظ به قلب [ قواي دراكه ]حضرت رسول (ص) نازل كرده است ،يكي از چهار فرشته ي بزرگ ومقرب ( آن سه فرشته ي ديگرميكائيل ، اسرافيل ، عزرائيل)دراديان ابراهيمي (يهوديت ،مسحيت واسلام )است و همان است كه در سنت مسيحي روح القدس خوانده ميشود .دليل قرآني اينكه روح القدس همان جبرئيل است آية97 سورةتوبه ،و 102 سوره نحل است .

.جن موجود نامرئي معروف كه داراي حيات ولي بدون جسم مادي است ،از نظر آيين اسلام وجود و تحقق دارد . ودر قرآن كريم به ايمان آوردن (ونياوردن)بعضي از آنها اشاره شده است .سورة72 قرآن سورةجن است و به حقايقي در بارةاين موجود شگرف اشاره دارد.

.قرينتين به دو سورة قرآن اطلاق مي گردد :انفال و توبه . براي حسن ختام گفتني است كه اولين حرفي كه قرآن كريم با آن آغاز مي شود «ب»است (بسم الله الرحمن الرحيم )،و آخرين حرفي كه قرآن كريم با آن پايان مي گيرد «س»است در كلمة(الناس)و اين دو حرف ،كلمة بس را تشكيل مي دهند ،همين است كه سنايي ،شاعر و عارف بزرگ قرن پنجم،با حسن تعليل ميگويد

يعني اندر ره دين رهبر ما قرآن بس
اول و آخر قرآن ز چه با آمد و سين